سيد علي اكبر قرشي
197
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
عليهم السلام و همانستكه سلام رسول خدا ص را به امام باقر عليه السلام رسانيد و حديث معروف لوح را از حضرت فاطمه عليها السّلام نقل كرده و فضائل وى بيشتر از حدّ است امام صلوات الله عليه به او فرموده : « يا جابر قوام الدين و الدّنيا باربعة : عالم مستعمل علمه و جاهل لا يستنكف ان يتعّلم و جواد لا يبخل بمعروفه و فقير لا يبيع آخرته بدنياه . . . يا جابر : من كثرت نعم الله عليه كثرت حوائج الناس اليه فمن قام للهّ فيها بما يجب فيها عرّضها للدوام و البقاء و من لم يقم فيها بما يجب عرّضها للزوال و الفناء » حكمت 372 . سوّم : جابر بن سميّن ، نام او در شعريكه امام عليه السلام در خطبه شقشقيه به آن تمثّل فرموده آمده است . ما ابتداء آن را نقل ، بعدا توضيح مى دهيم ، آنحضرت درباره مرگ ابو بكر و خلافت عمر فرموده : « حتّى مضى الاوّل لسبيله فادلى بها الى ابن الخطاب بعده : شتّان ما يومى على كورها * و يوم حيّان اخى جابر « فيا عجبا بينا هو يستقيلها فى حياته ، اذ عقدها لآخر بعد وفاته » خ 3 ، 48 ، يعنى چون ابو بكر خواست از دنيا برود ، خلافت را بعد از خود به عمر بن الخطاب داد . متفاوت است دو روز من . روزيكه بر جهاز شتر در بيابان بودم و روزيكه در كنار حيّان برادر جابر قرار داشتم ( يعنى اين دو روز يكى نيستند در اوّلى در فشار و در دومى در راحت بودم ) عجب است كه ابو بكر در زمان حيات خويش مى گفت : خلافت را از من بگيريد ، بيعت خود را پس بگيرد ، من بهترين شما نيستم : « اقيلونى فلست بخيركم » ولى بعد از خودش آن را به ديگرى عقد كرد و تحويلش داد شعر مال اعشى ميمون بن بصير بن قيس است ، او از نديمان و هم پيالههاى حيّان برادر جابر بود كه با وى عيش و نوش مى كرد . و مى گويد : چقدر متفاوت است دو روز من : روزيكه در هواى آتشين روى اين ناقه در بيابانها سرگردان هستم و روزيكه در نزد حيان مشغول عيش و نوش مى شوم . شارحان نهج البلاغه در وجه استشهاد با شعر بحث كردهاند . ابن ميثم از مرحوم علم الهدى نقل كرده : منظور از « يوم حيّان » حال ابو بكر و عمر است كه هر دو به مراد